درگذشت آقای اصغر سبطینی (شکیبا)
قصیده در رثای استاد اصغر سبطینی بیدگلی ( شکیبا )
عشق را کرده معنا شکیبا
مرد آزاده، تنها، شکیبا
عارفی ترک دنیا گزیده
عاشقی مست صهبا، شکیبا
از دم گرم ساقی سخنها
گفته با پیر و برنا، شکیبا
واژگان زندگانند تا هست
هم نفس با مسیحا، شکیبا
"شهریار"ی دگر زاد دوران
در غزل معنی آرا، شکیبا
چون "امیری فیروز کوهی"
در قصیده توانا، شکیبا
در غزلخوانی و عشق کرده است
شور مجنون هویدا، شکیبا
گشت در سایهسار "صباحی"
نغمه پرداز معنا، شکیبا
افتخاری دگر بیدگل را است
بعد "وصاف" دانا، شکیبا
از پس "واصف" و "موبد" آمد
با "عظیمی" هم آوا، شکیبا
شهرت از دو هنر داشت چون ساخت
بوستانی فریبا، شکیبا
مثل اجداد پاک و تبارش
گوهری بود والا، شکیبا
یک طرف نقش گلهای قالی
میکشیدش به رویا، شکیبا
و آن طرف باغ شعرش چه زیبا
خود بهشتی شکوفا، شکیبا
میسرود از سحرگاهِ روشن
نیک، در شام یلدا، شکیبا
از ریاکاری جمع سالوس
هر زمان داشت پروا، شکیبا
گفت و گو از وطن داشت، در دل
چشم امید فردا، شکیبا
در هیاهوی بی تاب ساحل
هم نوردِ افقها، شکیبا
سرخوش و مست و حیران سرانجام
پشت پا زد به دنیا، شکیبا
پر کشید از جهان مرغ روحش
شد رها همچو عنقا، شکیبا
روز و شب در غم یار،" بیدل "
بی قرار و غمین، ناشکیبا
با دو صد آه و افسوس و اندوه
گوید از غم، دریغا . . . شکیبا
علیرضا پهلوانی
( بیدل بیدگلی )
امرداد ۱۴۰۳
بیدلم ، سرود زندگی ست حاصلم