عکس کلاس پنجم

این عکس در روز ۲۱ بهمن ۱۳۶۲ توسط مرحوم رحمت الله مصباح پور انداخته شده است.
آن روز من دانش آموز کلاس پنجم دبستان ( تازه ساز ) شهید صدوقی قاسم آباد بیدگل بودم . ( ما اولین دانش آموزان این مدرسه بودیم )
یادم هست در راهرو بلند مدرسه موکت انداخته بودند و بچه ها در آن جا اجتماع کرده و مشغول تماشای جشن ۲۲ بهمن بودند. در میان جشن دیدم یکی از معاونین آمد و گفت پهلوانی بیا دفتر .
وقتی وارد دفتر شدم دیدم پدرم و مدیر مدرسه ایستاده اند و صحبت می کنند . مدیر تا مرا دید گفت به به آقاي پهلوانی می خواهی بروی سوریه ما را هم ببر ... من لبخندی زدم .سپس پدرم دستم را گرفت و به عکاسی آقای مصباح پور در خیابان معین آباد برد . عکس بالا یادگار آن روز است.که برای رفتن به کشور سوریه انداختم.
ماجرای رفتن به سوریه خود داستانی دارد مفصل، که در آینده به آن خواهم پرداخت.

درگذشت آقای محمد علی موبد بیدگلی

انُالله و انّاالیه راجعون

خبر تاثر برانگیز درگذشت مداح نامدار و بلند آوازه حضرت آقای محمد علی موبد بیدگلی کاشانی عزیز، ما را در بهت و حیرت و تعجب و ناباوری فرو برد . خداوند ایشان را رحمت کند . بسیار متالم و متاثر و متاسف شدیم. ایشان انسانی وارسته ؛ عارف و چشم بسته به دنیای رنگارنگ و تعلقات دنیوی بودند و علاقه ای به مادیات و زندگی مادی نداشتند علاقه ی ایشان به حضرت سیدالشهدا و اهل بیت عصمت و طهارت و امامان عزیز و جلسات معنوی حضرات ائمه ی معصومین بود.

این مصیبت بزرگ را به خانواده ی مصیبت زده و عزادار موبد و جامعه ی مداحان تسلیت و تعزیت عرض می کنم .

برای بازماندگان از خدای متعال طلب صبر و برای آن عزیز سفرکرده عّلّو درجات را خواستارم .

اول بهمن ماه ۱۴۰۲ کاشان

سال های متمادی در دهه های ۷۰ و ۸۰ و۹۰ خورشیدی از نوای گرم ایشان در انجمن های ادبی سخن وصبا و به ویزه انجمن کلیم کاشانی بهره ها بردیم صدای ایشان بسیار ویژه بود.

خدایش رحمت کند .

بزرگداشت دکتر  بهنیا

غزل

موج خیز

در موج خیز حادثه چون پا گذاشتیم

طوفان آه بر دل دریا گذاشتیم

رفتند سوی دوست چه خوش شاهدان و ما

حسرت ، مدام بر دل صحرا گذاشتیم

طوفان و موج بود و خطر در کمین ما

گوهر بسی به قلب صدف ها گذاشتیم

پر لاله بود دامن صحرا به نو بهار

بس داغ ها به سینه صحرا گذاشتیم

سروده اسفند ۱۳۷۵