ایران من
چین ،
بر جبین
افتاده است
ایران را
( مهر آیین )
چین ،
بر جبین
افتاده است
ایران را
( مهر آیین )
سوگ سروده ای در در گذشت
استاد ارجمند مرحوم محمد وارسته
از نی حزن چون نوا شنوید
ای محبان ز نینوا شنوید
بانگ رحلت ز کاروان آمد
از جرس هایشان صلا شنوید
میرود کاروان و ره باقی است
دوره دنیای بی وفا شنوید
آسمان تیغ خود نشان داده است
از فلک قصّه ی جفا شنوید
برگ سبزی نمانده در گلشن
صولت این خزان کجا شنوید ؟
فصل زیبای گل فرو مرده است
هجرت بلبل از صبا شنوید
پشت ابری نهان شود دائم
حزن خورشید و روا شنوید
آسمان گشته بس غبارآلود
جلوه حشراز این فضا شنوید
روز هم جامعه سیه پوشید
روز و شب هر دو در بلا شنوید
آسمان تشت و انجمش چون کاه
این جهان خانه عزا شنوید
میر کاشانیان ز دنیا رفت
ماتمش را چه جانگزا شنوید
این جگرسوز رحلتی بوده است
ز این میان رنج مجتبا شنوید
تا که وارسته لب فرو بسته است
خواندن شعر را خطا شنوید
هردو آتی ز شرم خشکیده است
از قلم نیز ناله ها شنوید
هر کسی گوید این قضا بوده است
تلخی درد بی دوا شنوید
سبک" هندی" به دست آن استاد
بار دیگر در اعتلا شنوید
اوج" صائب " به قلّهها دیدید
تاسُها شعر مقتدا شنوید
"بیدل" و"وحشی" و "کلیم" از او
نامشان جمله آشنا شنوید
چون غزل های ناب خوانند
پند و اندرز و نکتهها شنوید
هر خط از "جلوه معانی" را
مدحت آل مصطفی شنوید
خُلق نیکو بماند از انسان
این سخن را از اولیا شنوید
خود برفت و اثر به جا بنهاد
بر کفش از هنر لوا شنوید
روح او شاد و شعر او جاوید
زاهل دل جمله این دعا شنوید
تعزیت را به طرز "خاقانی"
هم ز شاگرد بی ریا شنوید
اردیبهشت ۱۳۷۵
#علیرضا پهلوانی بیدگلی(مهر آیین)